شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.

زمان کنونی: ۲۵ آبان ۱۳۹۷, ۰۴:۰۷ صبح درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)

اعلانات تالار گفتمان

[-]
آخرین مطالب ارسال شده

مزون عروس آریایی

عطر و ادکلن پرفیومز



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا ایرانیان عصبانی‌ اند؟
نویسنده پیام
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #1
چرا ایرانیان عصبانی‌ اند؟
دکتر محمدرضا رجبی شکیب:

موسسه «گالوپ» مدال طلای عصبانی ترین مردم دنیا را به گردن ایرانیان آویخته است. حالا ما ظاهرا علاوه بر آلودگی هوا، پول شویی و مصرف نوشابه، در «خشم» هم رتبه اول دنیا را داریم.

گالوپ «خشم» را چطور ارزیابی و درجه بندی می کند؟ از نگاه گالوپ، هر قدر افراد «تجربه های منفی روزانه» بیشتری داشته باشند «خشمگین» تر تلقی می‌شوند. ناکامی، خشم و پرخاشگری می آورد.

یک مثال ساده: از ۸۰ میلیون جمعیت ایران تنها ۲۲ میلیون نفر شاغل هستند و این یعنی اغلب یک نفر کار می کند تا هزینه‌های چند نفر دیگر را تامین کند، آن هم در شرایطی که پول درآوردن، بیش از هر زمان دیگر سخت شده. از آن سو، آن ۵۸ میلیون نفر نگاه دوخته بر دستان آن ۲۲ میلیون هم، اغلب ناکام اند، چون آنچه انتظار دارند به آنها داده شود، داده نمی شود. و اگر خودشان هم بخواهند به جمع مولدان درآمد بپیوندند، اشتغال نیست. اقتصاد ما سالها است زمینگیر سیاست شده. و نتیجه این «اپیدمی ناکامی» جز عصبانیت می تواند باشد؟

رکود و نابسامانی اقتصاد، تصمیم برای ازدواج و تشکیل خانواده را هم دشوارتر می کند. پس، نیازهای عاطفی و جنسی افراد هم آن طور که شایسته است، پاسخ نمی گیرد. ناکامی روی ناکامی.

محدودیت ها و بایدها و نبایدهای اجتماعی و فرهنگی هم که قربانش بروم. فرض ما این است که همه چیز ممنوع است، مگر وقتی که نتوانیم جلوش را بگیریم. شاید گمان کنیم این راهبرد «من تن به زور نمی دهم، مگر اینکه زورش خیلی زور باشد» راهبردی احتیاطی و عقلانی است؛ اما نه. نمی بینیم که این حجم محدودیت، انبان ناکامی مردمان را انباشته تر می کند، و ناکامی، خشونت و عصبیتی می آورد که ممکن است دودمان ما را به باد دهد.

ما آدمیزادگان، نیاز داریم حس کنیم سرنخ زندگی مان، دست خودمان است. انقلاب ۵۷ هم با شعار «استقلال، آزادی» پیروز شد. ۴۰ سال بعد، بد نیست از خودمان بپرسیم: آیا ما این احساس آزادی را با خود داریم؟ آیا مردی که مجبور است سه شیفت کار کند تا چرخ زندگی اش را بچرخاند، احساس آزادی و استقلال دارد؟ آیا دختری که با نگرانی از گشت ارشاد به خیابان می آید، می تواند احساس استقلال و آزادی داشته باشد؟ آیا در فضایی پرتنش و پر از دشمنی با دنیا می توان احساس  آزادی و استقلال داشت؟

وقتی نیازهای اساسی آدمیزاد (به گفته گلاسر، نیاز به بقا، نیاز به عشق، نیاز به موفقیت، نیاز به آزادی، نیاز به تفریح) برآورده نشود، آدمیزاد پرخاشگر می شود. ما هم آدمیزادیم. مگر نه؟


 
۱۲ اسفند ۱۳۹۶ ۰۳:۳۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود به این مطلب را در اینجا بنویسید.


لطفا عدد مقابل را از لیست ذیل انتخاب نمایید: سه
0 1 2 3 4 5 6 7 8 9

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان