شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.

زمان کنونی: ۲۸ آذر ۱۳۹۷, ۰۸:۰۱ عصر درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)

اعلانات تالار گفتمان

[-]
آخرین مطالب ارسال شده

مزون عروس آریایی

عطر و ادکلن پرفیومز



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
نویسنده پیام
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #11
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
۱۱ / نامه کتایون:


 من یه دهه شصتی ام  پونزده سالم بود ازدواج کردم سنتی .. این چیزها برمیگرده تا حدود زیادی به خود شخص.
 
من روزیکه خواستم ازدواج کنم قاطعانه جلو همه گفتم از این مراسمات پشت در بشین و دستمال و این حرفا متنفرم احدی بدونم حرف بزنه یا چیز اینجوری طلب کنه خودش میدونه .. میخواد رسم باشه میخواد نباشه .. من همجین چیزی قبول نمیکنم...

همه شون وقتی قاطعیتم رو دیدن قبول کردت و جرات نکردن حتا یکبار بپرسن نه از من نه از شوهرم.
۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۴:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #12
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
۱۲ / نامه الهام:


من متولد ۶۵ و همسرم متولد ۶۲ .ایشون دندانپزشک و من پزشک . یازده ساله با همیم . از زمان دوستی (البته کلا با پیشنهاد ازدواج جلو اومد) تقریبا با هم هم خونه بودیم. چند ماه بعد نامزد شدیم ؛ یک سال بعد عقد و یک سال بعد عروسی.

 مسلما از همون حدودای نامزدی ما روابط صمیمی داشتیم ولی جالبه که شوهرم خودش اصرار داشت تا عقد سکس کامل نداشته باشیم و میگفت اگر به هر نحو ازدواج سر نگیری تو متضرر میشی! من سر پرشوری داشتم و این مسائل برام بی معنی بود.

 نهایتا دو یه هفته ای قبل از عقد به پیشنهاد من سکس کامل داشتیم و خونریزی هم اتفاق نیفتاد. مشخص بود همسرم تو ذوقش خورده! ... کلا ایشون و خانواده اش به نظر خیلی امروزی میان و اصلا و ابدا مذهبی نیستن. اوایلی که با هم رابطه ی بدون لباس شروع کرده بودیم و قبل از سکس کامل... خیلی اصرار داشت واژن منو ببینه! و یکی دو بار هم پیشنهاد سکس مقعدی داد که خیلی به من برخورد و رد کردم.

بعدها همه ی اینها رو که گذاشتم کنار هم دیدم ایشون هم علیرغم ادعای روشنفکری و اینکه علنا به زبون می آورد اگر قبلا با شخص دیگه ای هم بودی برای من مهم نیست... اتفاقا خیلی هم دید سنتی داشته و براش مهم بوده. البته بعد از ندیدن خون چیزی به من نگفت ولی مشخص بود حالش گرفته شده. بگذریم که من فقط ۲۲ سالم بود و واقعا هم اولین شریک جنسیم همسرم بود، سوای اون که از قضاوت نابجاش ناراحت شدم هنوز فکر کردن به این مساله که قشر تحصیل کرده ی مملکت ما (اونم در فیلد پزشکی) درگیر چنین مسائلی هستن منو آزرده میکنه.

 من با کمتر از ده تا سکه به عقدش درومدم زندگی بدی هم نداریم .... منتها ایشون علیرغم ادعاها نه به من حق طلاق داد نه حقوق دیگه ای! پای عمل که رسید جا زد و بهانه هایی آورد که همه میارن. عرض کردم ما زندگی خوبی داریم و یه بچه ی دو سال و نیمه. منتها من از ضد و نقیض گویی و دورویی ناراحتم. و واقعا به حال فرهنگ و عرفی که مردها رو اینجوری بار میاره تاسف میخورم و ازش عصبانیم. سعی میکنم پسرمو متفاوت بار بیارم و دید انسانی و عادلانه و برابر به زن و مرد داشته باشه.
۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۴:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #13
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
۱۳ / نامه وحیده:

سلام جناب دکتر

گاهی بعضی مباحث تو گروه مطرح میشه من حس میکنم انگار تو یه کره دیگه بزرگ شدم بسکه  مباحث مطرح شده به دور از جامعه فکری پیرامون زادگاه من هست.

من گیلانی ام و اساسن بحث بکارت و اثباتش در شب عروسی هیچ وقت دغدغه دختران و پسران ما و خانواده ها نبود.

شادی..صفا..عشق و صمیمیت تنها چیزایی بودن و هستن که خواسته میشه و تو مراسم هامون ساری و جاری هست..

ما به جای پاتختی و انتظارات بعدش، حنابندون داشتیم و داریم که شب قبل عروسی برگزار میشه و در واقع آخرین شب بودن دختر در خانه ی پدریش جشن گرفته میشه..

گمونم باید تمام و کمال ببالم به فرهنگ غنی گیلان و از صمیم قلب آرزو کنم ایکاش اِلِمان های ساری و جاری بر اشاعه ی چنین فرهنگی بازیابی بشه و در تمامی اقوام تسری داده بشه که عشق بباله و عزت.

مصداق این شعر سید علی صالحی عزیز:

من و قبیله‌ی من، فقط عشق را بلدیم
پیامبری بفرستید، با دلی عاشق...
۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۴:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #14
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
نگاه یک مرد سوپرمذهبی

نامه محمد:

دکتر عزیز سلام
عرض ادب واحترام
 چند وقتی است مطالب جالب گروه شما رو دنبال میکنم.
من یک سوپرمذهبی هستم و محصول یک خانواده سوپر مذهبی.

به نظرم لازم هست همه موضوعات مثل حجاب، مثل تضاد وتضارب و تقابل آرا، مثل جایگاه واقعی مرد و زن  و.... میان مردم پاک نهاد میهن ما طرح گردد تا از منظر دین و اجتماع و عقل و عاطفه و دانش تجربی به آن نگریست.

دو سال است از یک زندگی جهنمی رها شده ام به همراه پسر 8 ساله ام.
در آستانه ازدواج جدیدم با یک خانم باکره هستم.
همسرم از من سوپرمذهبی تر.

چند روز پیش نامزدم به من گفت یک روز رو مرخصی بگیر تا بریم دنبال گواهی من.
پرسیدم گواهی رانندگی؟
گفت نه گواهی پزشکی ....

گفتم اولا لزومی نمیبینم چون من به تو اعتقاد و اعتماد کامل دارم.
ثانیا گذشته هر کسی مربوط به خودش هست. ثالثا هر خانمی میتونه به صورت واژینال سکس داشته و بعد بدوزه. در ضمن انواع و اقسام رابطه های جنسی دیگه هم هست. رابطه های جنسی سطح پایین تلفنی، چتی و دهانی و .... که یک تست ساده پزشکی نمیتونه پاسخگو باشه.
ثالثا این معصیت ها فقط دامنگیر خانمها نیست ... آقایون هم میتونند به سبک دیگری وارد رابطه های الوده بشوند.

گفت اخه هم کلاسی ها و هم اتاقی ها و... همه رفتند و ازم پیگیری میکنند.... گفتم شما خانمها خودتون باید کرامت و عزت نفس خودتون رو بالا ببرید تا برای ما اقایون لازم الاجرا بشه.

بعد بهش گفتم اگه دختر داشتم و موقع خواستگاری ش کسی به من چنین حرفی بزنه حقیقتا از خونه ام میندازمش بیرون.

خیلی خوشحال شد. باورم نمیشد این قدر این حرفها روی یک خانم تاثیر گذاشته باشه. این حرفها از قربون صدقه هایم بیشتر روش اثر گذاشت.

بهش گفتم ترجیح میدم به جای این که یکروز مرخصی بگیرم تا بریم توی صف گواهی پزشکی ... یکروز مرخصی بگیرم تا با هم بریم کوه و ورزش و سینما. خدا میدونه چه قدر این جمله روش تاثیر گذاشت ....

 ای کاش روزی برسه که موقع ازدواج به بالاترین عضو همدیگه که عقل و قلب هست توجه کنیم نه صرفا به پست ترین و پایین ترین عضو شریک زندگی مون.

اقای دکتر اگر ما مومن ها ادعا میکنیم که خدا هنگام خلقت از روح خود در ما دمیده است پس باید موقع ازدواج پیمانه چشم خود را به روح متعالی یک بانو متمرکز کنیم نه صرفا یک تکه دستمال نجس ...
۱۲ اسفند ۱۳۹۶ ۰۴:۲۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مهمان
کاربر مهمان
 
سپاس ها
سپاس شده بار در ارسال
ارسال: #15
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
سلام بنظر من که دخترا از اول نباید تن به ازدواج با چنین افرادی بدن. من خودمم خانواده ی سنتی ای دارم اما هرگز اجازه ی دخالت اونم دخالت های اینطوری نمیدم به هیچکس. برامم قضاوت دیگران اصلا اهمیت نداره. دخترای ما باید یاد بگیرن برای گواهی سلامت بکارت هم نرن معاینه بشن چه برسه به تن دادن به خاله بازیای این آدمای فضول!!!! من نمیفهمم تا کی قراره به شعور و هویت زن توهین بشه
۳ شهريور ۱۳۹۷ ۰۲:۱۲ عصر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مهمان
کاربر مهمان
 
سپاس ها
سپاس شده بار در ارسال
ارسال: #16
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
سلام .واقعا بهتون تبریک میگم بخاطر این حجم از شعور و فهم! من با اینکه مذهبی نیستم اصلا اما حرفاتون رو پسندیدم
۳ شهريور ۱۳۹۷ ۰۲:۱۴ عصر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مهمان
کاربر مهمان
 
سپاس ها
سپاس شده بار در ارسال
ارسال: #17
پاسخ به: نامه‌ی مهتاب: رونمایی از دستمال خونی در مراسم پاتختی!
خیلی بی شرمیه .واقعا که جای تاسف داره .البته این بلا سر خود من هم آمده .الانم که الانه .وقتی یاد شب اول میافتم .حالم بد میشه بخاطر همین مسائل شب اول عروسیم تبدیل شد به یکی از بدترین شبهای زندگیم .واقعا ملت عقب مونده ای هستیم .
۶ آذر ۱۳۹۷ ۰۷:۰۱ عصر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود به این مطلب را در اینجا بنویسید.


لطفا عدد مقابل را از لیست ذیل انتخاب نمایید: صفر
0 1 2 3 4 5 6 7 8 9

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  نامه شقایق: بکارت م را از دست دادم و همه چیز بدتر شد... star 1 302 ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۹:۲۳ عصر
آخرین ارسال: star

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان