شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.

زمان کنونی: ۲۵ آبان ۱۳۹۷, ۰۴:۱۳ صبح درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)

اعلانات تالار گفتمان

[-]
آخرین مطالب ارسال شده

مزون عروس آریایی

عطر و ادکلن پرفیومز



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نامه‌ی بهاره: چرا به من پیشنهاد دوستی داد؟!
نویسنده پیام
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #1
نامه‌ی بهاره: چرا به من پیشنهاد دوستی داد؟!
نامه‌ی بهاره:
سلام آقای دکتر. وقتتون بخیر. من یه سوال برام پیش اومده. میخوام بدونم وقتی یه پسر اونم پسری که یه موقعیت شغلی خیلی مهم داره که قطعا آبروش براش خیلی مهمه و میدونه که آدمها از جمله من بهش اعتماد داریم و ذهنیت خوبی دربارش داریم، چی میشه که توی یه جلسه دونفره کاملا کاری حرف از مسائل جنسی میزنه و به راحتی از من درباره دختر بودنم یا ارتباطم با جنس مخالف میپرسه و از اندامم تعریف میکنه؟ اونم تو شرایطی که تک تک حرف ها و رفتار من کاملا رسمی و مودبانه بوده و کوچکترین نشانه ای از نخ دادن یا میل به هیچگونه ارتباطی در من وجود نداشته؟

آیا ممکنه این ظاهر قضیه باشه و طرف بخواد منو امتحان بکنه که بعدا بخواد ارتباط مهمتری با من شروع بکنه؟ یا تصور این موضوع ازطرف من صرفا یه خیال و گول زدن خودمه؟

واقعا چی میشه که اینجوری میشه؟ من از خودم بعنوان یه دختر خجالت میکشم که فقط جنسم دیده میشه و حتی توی یه جلسه کاری امنیت ندارم و به شخصیتم توهین میشه.

من خیلی بعد از اون جلسه خودمو سرزنش کردم که چرا جوابای مناسب ندادم و با لبخند یا نشنیده گرفتن از کنارش رد شدم. البته دو تا دلیل عقلی هم داشتم. یکی اینکه اونجا تنها بودم که ایشون منشی رو بعد از ورود من مرخص کرد. و دلیل دوم اینکه من حالاها از نظر کاری و مشاوره گرفتن به ایشون نیاز دارم.

در این حد بهتون بگم که ایشون حتی پیشنهاد استخر هم به من داد، درحالی که خودش هم توی حرفاش گفت معلومه تو یه دختری هستی که با کسی نیستی درحال حاضر و باکره ای و اهل این کارا نیستی. درواقع میدونست محاله اهل این داستانا باشم و بازم پیشنهادشو داد. پیشنهاد شام بیرون هم بهم داد و ازم خواست هروقت تایم داشتم خودم بهش اعلام بکنم.

منم بعد از یک ماه اعلام آمادگی کردم ولی ایشون گفت متاسفانه کار دارم. هنوز هر ازگاهی توی حرفاش صمیمی میشه و شوخی داره ولی یهو به حالت جدی یا بی اعتنا برمیگرده. احساس اینکه با ذهنم بازی بشه و دل مشغولی الکی برام ایجاد شده باشه رو دوست ندارم.

خیلی دوست دارم راجع به اون جلسه و اون آقا با کسی که دانش و آگاهی داره صحبت بکنم بخصوص یه آقا که هم جنس خودشو بیشتر میشناسه.
 
۱۲ اسفند ۱۳۹۶ ۰۳:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر ارشد
******
مدیر ارشد
ارسال‌ها: 1,693
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس ها 465
سپاس شده 1300 بار در 792 ارسال
ارسال: #2
پاسخ به: نامه‌ی بهاره: چرا به من پیشنهاد دوستی داد؟!
پاسخ دکتر شکیب:
سلام بهاره عزیز. مرسی که اعتماد کردی و اجازه دادی نامه ت رو در کانال منتشر کنم. پرسیدی: «چی میشه که یک مرد سنگین و رنگین در موقعیتی کاری سعی می کنه به من نزدیک بشه و بهم پیشنهاد دوستی میده؟»

پاسخ من اینه: چرا فکر می کنی نباید پیشنهاد بده؟ وقتی سنگ مفت و گنجشک مفت، چرا نکنه؟ می تونی فکر کنی اون مرد دخترهایی مثل تو رو خوب میشناخته که بعد این اتفاق، منفعلانه برخورد می کنین و مرزهاتون رو با اون مرد روشن نمی کنین، مدتها هم ذهن تون مشغول میشه و آخرش هم بله رو میگین.

اگر بدبینانه هم نگاه نکنیم؛ چرا فکر می کنی همه آدمها همیشه  درست عمل می کنند و حق ندارند اشتباه کنند؟

در ذهن تو «باید» و «نباید» هایی هست که معقول و منطقی نیستند:

«یک آقای متشخص در یک جلسه کاری نباید از اندام من تعریف کنه.» چرا نباید؟ مگه اون آقا معصومه؟ هرکسی ممکنه خطا کنه و مسئول پیامدش هم خودشه. مثل اون آقا که با این کارش ذهن تو رو نسبت به خودش منفی کرد.

«اگر اون به من پیشنهاد میده لابد من بهش نخ دادم.» از کجا؟ طبق چه شواهدی؟ آیا مردها فقط زنی رو طلب میکنن که بهشون نخ میده؟  

«وقتی من یک دختر سنگین و رنگین هستم، کسی نباید به من پیشنهاد استخر بده.» چرا؟ مردها الان ممکنه به مرغ پخته هم پیشنهاد بدن.

«به شخصیت من توهین میشه وقتی وسط حرف کاری یه نفر میزنه تو خاکی.» چرا فکر میکنی فاجعه است؟ اتفاقی که در این مملکت هر روز صدها هزار بار رخ میده، فاجعه است؟ این آقا شخصیت خودش رو زیر سوال برده. چرا فکر می کنی هرکس بهت در موقعیتی نامناسب پیشنهاد داد،به تو توهین کرده؟

میگی نکنه این یک تست بوده ولی اگر این تست بود، الان که از آزمایش سربلند بیرون اومدی و بله رو گفتی، می پیچوندت؟ آیا این دلخواسته بهاره نبوده که تبدیل شده به قضاوت نادرست؛ یا شاید یک توهم؟

رفتار جرات ورزانه (assertive) که حالت رو خوب میکرد و آسیبی هم نداشت، این بود: به محض شنیدن اولین جمله ها، می گفتی: ببخشید آقای فلانی، فکر می کنم وارد حاشیه شدیم. یعنی حس میکنم شما دارین به من پیشنهاد دوستی میدین. اگر این طوره، فکر می کنم موقعیت مناسبی برای این حرفها نیست. روی کار متمرکز باشیم لطفا.

اما شما اون روز با لبخند و سکوت رد شدی و بعد تو ذهنت اون آقا و خودت رو متهم و محاکمه کردی و جالبه  که در عین حال بعد از یک ماه هم گفتی بله و جالب تر این که اون آقا حالا گفته نه! احتمالا چون الان سرش شلوغه و با دختر دیگری همین بازی رو شروع کرده. سرش که خلوت بشه باز ممکنه بیاد سراغت.

توصیه ام اینه: جرات ورزی پیشه کن.
۱۲ اسفند ۱۳۹۶ ۰۳:۱۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود به این مطلب را در اینجا بنویسید.


لطفا عدد مقابل را از لیست ذیل انتخاب نمایید: چهار
0 1 2 3 4 5 6 7 8 9

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  نامه‌ی آسیه: سلام آقای دکتر، دارم دیونه میشم!!! star 0 220 ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ ۰۴:۱۳ عصر
آخرین ارسال: star
  چه فاجعه ای! به من پیشنهاد داد! star 22 1,361 ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۹:۰۷ عصر
آخرین ارسال: star

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان